در واقع این حکمرانی معیوب دلیلش به حضور آدمهای غیرورزشی در راس مدیریت برمیگردد. تقریبا در تمام دنیا ورزش مردمی است نه دولتی. به همین دلیل فدراسیون جهانی فوتبال «فیفا» آنجا که دولتها در کار فوتبال دخالت میکنند، وارد میشود. نظیر این اتفاق را در جریان برکناری صفایی فراهانی و آمدن دادکان در فوتبال خودمان شاهد بودیم. آنجا که فیفا اصرار داشت بداند صفایی خودش استعفا داده یا او را وادار به استعفا کردهاند. معضل اصلی فوتبال ما تا امروز دولتی بودن آن است. در واقع به غیر از چند تیم خصوصی،اکثرتیمها دولتی است و طبیعتا مدیرانی هم که در راس قرار میگیرند غیر ورزشی هستند. این یک معضل بزرگ است. در واقع باید اهلیت مدیرانی که در راس باشگاههای فوتبال قرار میگیرند تائید شود تا جلوی تصمیمات غیر فوتبالی گرفته شود. ما حتی در فدراسیون فوتبال به دنبال این بودیم که برای مدیران باشگاهها دورههای مدیریت فوتبال بگذاریم. همانطور که میدانید ما در کشورمان بر خلاف بسیاری از کشورهای دنیا دانشکده فوتبال نداریم و آموزش مدیران میتواند یکی از راهکارها باشد.مثلا درباره همین باشگاه تراکتور کسی که در راس یک تیم پرطرفدار قرار میگیرد آیا باید یک آدم عادی باشد؟ آیا باید از کنار فوتبال کارهای تجاری خود را پیش ببرد یا واقعا یک چهره فوتبالی دلسوز باشگاه باشد؟ تراکتور به لحاظ جایگاه سیاسی و اجتماعی، اهمیت بالایی در فوتبال ما دارد و کسی که در راس این باشگاه قرار میگیرد طبیعتا باید درک درستی از این جایگاه داشته باشد. این همان مشکل حکمرانی معیوب در ورزش و فوتبال ماست که باید تبدیل به حکمرانی مطلوب شود. داشتن اطلاعات فوتبالی، اتخاذ تصمیمات درست و درک صحیح از خواسته هواداران، از جمله اصولی است که اگر رعایت نشود، در نهایت دودش به چشم همان هوادار میرود.